این اثر با الهام از فرم عضلات گردن شکل گرفته است — بخشی از بدن که هم قدرت دارد و هم حس شکنندگی. افزودن کاموا، مادهای که در دوران کودکی با آن بسیار سروکار داشتم، به کار بُعدی شخصی و روحی میبخشد: نشانهی خاطره، لمس، و تجربهای که با زبان بیان نمیشود اما در بدن و حافظه باقی میماند.
هر کدام از ما مجموعهای از حرفها، احساسها و حالات نگفته داریم؛ چیزهایی که شاید حتی خودمان نتوانیم به زبان آوریم، اما در ژرفای وجودمان حضور دارند. این اثر میکوشد آن حرفها و آن احساسهای ناتمام را از زبان فرم بیرون بکشد — نه بهصورت بیانی مستقیم، بلکه از طریق بدنهای که خود در سکوت سخن میگوید.
ترکیب فرم آناتومیک با رشتههای نرم کاموا، تضادی میان قدرت و لطافت ایجاد میکند؛ همانطور که حرفهای نگفته در درون ما گاه هم سنگیناند و هم لطیف. این مجسمه دعوت میکند تا در برابر سکوت خود تأمل کنیم، و قصههایی را که در تن ما نوشته شدهاند، بیآنکه به زبان آورده شده باشند، بشنویم.







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.