این اثر دربارهی سقوط نیست. دربارهی لحظهایست که تصمیم میگیری کنترل را رها کنی.
ما از کودکی یاد گرفتهایم محکم بایستیم، نیفتیم، اشتباه نکنیم. اما گاهی بزرگترین تصمیم، همان لحظهایست که آگاهانه خودت را به سمت ندانستن میسپاری.
این پیکر وارونه است، چون از بیرون همه چیز برعکس به نظر میرسد. دیگران ممکن است آن را سقوط ببینند، اما درونِ این لحظه، چیزی شبیه اعتماد جریان دارد. اعتماد به خود، در زمانی که دیگران فکر میکنند داری اشتباه میکنی.
این کار دربارهی ریسکِ بیفکر نیست؛ دربارهی ریسکِ آگاهانه است.
دربارهی لحظهای که میدانی زمین زیر پایت نیست،اما تصمیم میگیری بدنت را سفت و مستقیم نگه داری.
سقوط همیشه شکست نیست. گاهی تنها راه عبور از ترسِ کنترل است. و شاید آزادی، نه در ایستادن، بلکه در پذیرفتنِ آن لحظهی معلق میان یقین و تردید اتفاق بیفتد.










نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.