مجموعهی «بند» تلاشیست برای روبهرو شدن با بدن زن؛ بدنی که محدود میشود، اما هنوز زنده و فعال است.
تمام فیگورها زن هستند؛ بدنهایی برگرفته از مدلهای نود، نه برای نمایش زیبایی، بلکه برای تأکید بر عریانی بهعنوان وضعیت واقعی و بیواسطهی بدن. بدنی که قبل از هر نقش اجتماعی، در معرض نگاه، قضاوت و کنترل قرار میگیرد.
انتخاب کارتن بهجای بوم، تصمیمی آگاهانه برای فاصله گرفتن از سطح امن و رسمی نقاشیست. کارتن متریالی موقت، شکننده و کمارزش تلقی میشود؛ همانقدر ناپایدار که موقعیتی که این بدن در آن قرار دارد.
بندها، نخها و کیسههای توری عناصر صرفاً فرمال نیستند؛ آنها شکل واقعی محدودیتاند. بند گاهی بدن را میکشد، گاهی نگه میدارد، و گاهی فقط نشانهایست از نیرویی بیرونی که همیشه دور و بر بدن حضور دارد.
فیگورها در این مجموعه اغلب در حال حرکت، کشمکش یا تغییر وضعیتاند. آنها نه کاملاً تسلیماند و نه کاملاً رها؛ بلکه در وضعیتی بین مقاومت و تسلیم معلق ماندهاند.
«بند» دربارهی اسارت مطلق نیست؛ دربارهی تنشیست میان بدن، فضا و نیرویی که آن را تعریف و محدود میکند و در عین حال به دیدهشدن وامیدارد.
در این اثر «بند» بهطور کامل حذف شده است؛ نه حضور دارد و نه حتی نشانهای از آن باقی مانده. بدن در یک حرکت باز و آزاد شکل گرفته؛ کشیدگی دست و فرم نشستن بیشتر شبیه لحظهی نفسکشیدن و سبکشدن است. این کار برای من نقطهایست که محدودیت تمام میشود و بدن بدون واسطه خودش را بیان میکند.


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.