«سرزمین رویا» جهانیست میان خواب و بیداری؛ جایی که تجربههای درونی، ترسها، درد دلها و میل به گریز، شکل عینی پیدا میکنند. این مجموعه تلاش میکند لحظههایی را بازنمایی کند که انسان در سکوت شب، زمانی که فاصلهاش با جهان بیرونی بیشتر میشود، با خودش و آنچه پنهان مانده مواجه میشود.
آثار این مجموعه اغلب به صورت حجم شکل گرفتهاند؛ ابژههایی شبیه نشانه، یادگار یا ابزارهایی شخصی که میتوان آنها را همراه داشت. این مقیاس و فرم، به رابطهای نزدیک و خصوصی با مخاطب اشاره دارد؛ گویی هر اثر، متعلق به یک فرد و یک تجربهی درونیست، نه یک روایت عمومی و مشترک.
در «سرزمین رویا»، صدا، ترس و خیال نقش محوری دارند؛ عناصری که گاه نجاتبخشاند و گاه تهدیدکننده. این مجموعه به این ایده میپردازد که بسیاری از تجربههای انسانی، نه کاملاً بیرونیاند و نه صرفاً ذهنی، بلکه در مرزی مبهم میان واقعیت و خیال شکل میگیرند.
این آثار دعوتی هستند به شنیدن، دیدن و لمس کردن آنچه معمولاً نادیده گرفته میشود؛ به پذیرش اینکه حتی آسیبپذیرترین و تاریکترین بخشهای درون انسان نیز میتوانند معنا، زیبایی و امکان عبور در خود داشته باشند.
روایت دوم:
در سرزمین رویا، موجودی زندگی میکند که ترسناکترین ساکن این جهان به حساب میآید. بالهایی ضخیم و خشن دارد؛ آنقدر که حتی صدای بال زدنش از فاصلهی دور، اضطراب را منتقل میکند. وقتی نزدیک میشود، پوست ضخیم و چروکیدهاش و بالهای پارهپارهاش دیده میشود؛ نشانههایی از زمانی بسیار طولانی که در این سرزمین زیسته است.
بدن او پر از لکههای خون قربانیهای پیشین است؛ آنقدر زیاد که رنگ اصلیاش دیگر قابل تشخیص نیست و به سرخی میزند. بیشتر ساکنان سرزمین رویا تصور میکنند با یک موجود واحد روبهرو هستند، اما هنگام مواجهه متوجه میشوند که در حقیقت با دو موجود طرفاند.
یکی از آنها همیشه پنهان است و دیگری همیشه دیده میشود. آنکه آشکار است، شکلی ثابت دارد؛ اما آنکه در پسِ اوست، هیچگاه شکل مشخصی ندارد و هر بار به هیئت یکی از قربانیانش ظاهر میشود.
این دو، نه با حملهی مستقیم، بلکه با نجوا عمل میکنند. آرام و تدریجی، در ذهن قربانیانشان جای میگیرند و ذهن را فرسوده میکنند؛ آنقدر که گاهی تا پایان عمر ادامه پیدا میکند. بعضی انسانها هرگز متوجه حضورشان نمیشوند، نه آنها را میبینند و نه حتی از وجودشان باخبر میشوند.
اما عدهای صدا را تشخیص میدهند؛ صدای بالها را میشنوند و میفهمند چیزی در حال نزدیک شدن است. آنها خود را برای مواجهه آماده میکنند و تلاش میکنند این دو را از ذهن و زندگی خود دور نگه دارند.
این روایت، یادآوریِ این است که این موجودات فقط متعلق به سرزمین رویا نیستند؛ آنها در زندگی واقعی نیز حضور دارند، حتی اگر همیشه دیده نشوند.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.