این مجموعه از حالوهوای انیمیشن «ابری با احتمال بارش کوفتهقلقلی» الهام گرفته؛ جایی که غذا از یک نیاز ساده بیرون میآید و تبدیل به یک اتفاق عجیب، هیجانانگیز و کمی هم افراطی میشود. من میخواستم آثاری بسازم که «خوشمزه» به نظر برسند؛ نه فقط از نظر موضوع، بلکه از نظر حس و وسوسهی نگاه کردن: رنگهای آبنباتی، فرمهای نرم و خوراکیطور، و موجوداتی که هم بامزهاند و هم کمی مرموز.
در این مجموعه نقاشی و مجسمه کنار هم قرار میگیرند و مرز بین تصویر و شیء کمتر میشود. غذا اینجا فقط خوراک نیست؛ یک زبان است برای حرف زدن دربارهی میل، بازیگوشی، کودکی، و لحظهای که آدم میخواهد چیزی را «دوست داشته باشد»، «ببلعد» یا برای خودش نگه دارد. بعضی کارها مثل جعبهی شکلات یا دسرهای تزئینشدهاند، اما وقتی دقیقتر نگاه میکنی، حالت چشمها و بدنداشتنِ این خوراکیها آنها را از یک چیز صرفاً خوشگل به یک موجود زنده و مستقل تبدیل میکند.
برای رسیدن به این حس، سراغ متریالهایی رفتم که قبلاً کمتر در کارم بودند؛ مثل پارچه، دوختودوز و پاپیهماشه. این مواد به کارها حجم، نرمی و کیفیت لمسپذیر میدهند؛ چیزی بین اسباببازی، شیرینی و مجسمه. نتیجه یک دنیای رنگی و اغواگر است که جدی نیست، اما سطحی هم نیست؛ جایی که خوشمزگی، خیال و کمی ناآرامی کنار هم مینشینند.
در این اثر، کیک با ایدههای شخصی من تغییر کرده و به شکل یک خرچنگ درآمده؛ یک دسر براق و وسوسهبرانگیز که انگار جان گرفته. چنگکهای توتفرنگی، پاهای شمعی و زبان خامهی توتفرنگی، کار را شبیه یک کیک تزئینشده و آمادهی چشیدن میکند؛ پر از حس شیرینی، رنگ و مزه. کیک-خرچنگ هم خوشحال و کارتونی است، هم کمی عجیب؛ طوری که هم دلت میخواهد «بچشیاش»، هم فقط نگاهش کنی ، انگار منتظری است اینبار کیک خودش سراغ تو بیاید و تو را بخورد.








نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.